تبلیغات
(◕‿◕)لذت زندگی را با ما تجربه کنید(◕‿◕) - هه هه هه!

(◕‿◕)لذت زندگی را با ما تجربه کنید(◕‿◕)

نظر نشه فراموش ، لامپ اضافی خاموش!!!

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ (◕‿◕)لذت زندگی را با ما تجربه کنید(◕‿◕) خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

یه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که
 پلیس
با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد
 کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !
راننده میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم ماله من نیست کارت ماشین 
 هم پیشه من نیست.من صاحب ماشین رو کشتم جنازه شم انداختم تو 
صندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالا هم داشتم میرفتم از
 مرز فرار کنم که شما منو گرفتین.
مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین
قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم 
به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه.
فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده می گوید : 
اقا گواهینامه ؟
یارو گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.
فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟
راننده کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده
فرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور میدهد تا
 راننده در صندوق عقب را باز کند.
راننده در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست
فرمانده که حسابی گیج شده بود به راننده میگه "پس این مامور ما چی میگه؟
رانندهه می گه:چه میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد
 بگه من 180 تا سرعت می رفتم!!!
 نه خدایی جالب نبود ؟؟؟ 


برچسب ها:هه هه هه، داستان کوتاه طنز، داستان کوتاه خنده دار، داستان زیبا داستان، داستان طنز و خنده دار،

[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ Super lady ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه